محکوم کردن حماس به معنای محکوم کردن حق فلسطینیان برای مقاومت در برابر ظلم است

فیل ویلایتو، سردبیر ویرجینیا دیفندر : محکوم کردن جنبش مقاومت فلسطین حماس به خاطر حملات ۷ اکتبر به معنای محکوم کردن حق مردم مظلوم فلسطین برای مقاومت است.
اشتراک گذاری:
لینک کوتاه
تصویر محکوم کردن حماس به معنای محکوم کردن حق فلسطینیان برای مقاومت در برابر ظلم است

به گزارش خبرنگاران گروه جامعه گزارش خبر، فیل ویلایتو، سردبیر ویرجینیا دیفندر، در مصاحبه‌ای با استدلال کرد که مردمی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند، حق دارند در برابر ظلم و ستم مقاومت کنند.

او گفت: «اینکه آنها چگونه این کار را انجام می‌دهند، تصمیم خودشان است. ما ممکن است با روش‌های آنها موافق یا مخالف باشیم، اما شکی نیست که آنها حق مقاومت دارند.»

او همچنین گفت اسرائیل آشکارا مسئولیت نسل‌کشی علیه مردم نوار غزه را بر عهده می‌گیرد.

متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:

شما استدلال کرده‌اید که «محکوم کردن حماس به خاطر حملات ۷ اکتبر به این معنی است که ما باید شورش‌های بردگان» و سایر شورش‌های مردم ستمدیده علیه ستمگرانشان را نیز محکوم کنیم. می‌توانید بیشتر توضیح دهید که چرا فکر می‌کنید اینطور است؟

در هر درگیری، اولین چیزی که باید پرسید این است که چه کسی ظالم و چه کسی مظلوم است؟ بدیهی است که افرادی که مورد ظلم قرار می‌گیرند حق مقاومت دارند. اینکه چگونه این کار را انجام می‌دهند، تصمیم خودشان است. ما ممکن است با روش‌های آنها موافق یا مخالف باشیم، اما شکی نیست که آنها حق مقاومت دارند. در آمریکای شمالی، این موضوع در مورد بومیانی که با مهاجران سفیدپوست می‌جنگیدند، در مورد سیاه‌پوستان برده که علیه کسانی که فرض می‌کردند صاحبان آنها هستند شورش می‌کردند، صادق بود و امروز در مورد مردم فلسطین که علیه دولت اسرائیل شورش می‌کنند، صادق است. در هر یک از این موارد، ممکن است از روش‌هایی استفاده شود که ما از آنها حمایت نمی‌کنیم، اما محکوم کردن خود مقاومت به معنای محکوم کردن حق مظلومان برای مقاومت است، که ما هرگز این کار را نخواهیم کرد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، هشدار داده است که اگر اسرائیل در جنگ فعلی خود با حماس که با داعش نیز مقایسه شده است، شکست بخورد، ایالات متحده و اروپا هدف حملات تروریستی قرار خواهند گرفت. پاسخ شما به این سوال چیست؟ آیا فکر می‌کنید این اظهارات به عنوان چیزی که «هسبارا» نامیده می‌شود، محسوب می‌شود؟

پیش از محاصره فعلی غزه توسط اسرائیل، اداره تحقیقات فدرال ایالات متحده (FBI) حماس را تهدیدی برای مردم این کشور نمی‌دانست. این ارزیابی اکنون تغییر کرده است. قتل عام فوق‌العاده وحشیانه‌ای که توسط ارتش اسرائیل علیه مردم عمدتاً بی‌دفاع نوار غزه انجام می‌شود، جنایتی است که توسط دولت ایالات متحده تأمین مالی و از نظر سیاسی توجیه می‌شود. و ناگزیر منجر به افزایش شدید نفرت و خصومت، توسط مردم در سراسر جهان، علیه یهودیان و آمریکایی‌ها شده است. یورش مداوم، هر دو گروه را در معرض خطر قرار داده است و هر چه قتل عام بیشتر ادامه یابد، نفرت بیشتر خواهد شد، که نتیجه انزجار جهان از نسل‌کشی‌ای است که اکنون علیه مردم فلسطین انجام می‌شود.

برداشت من از کلمه عبری «هسبارا» این است که به معنای تلاشی برای توضیح و توجیه چیزی است، چه آن چیز توضیح داده شده قابل توجیه باشد و چه نباشد. در ایالات متحده، ما به این کار «چرخش» یا «پروپاگاندا» می‌گوییم. بر اساس سابقه خود دولت اسرائیل، باور کردن هر چیزی که می‌گوید غیرممکن است، مطمئناً نه در مورد ظلمی که به فلسطینیان می‌کند. من این را به زبان‌شناسان واگذار می‌کنم که تصمیم بگیرند آیا این «هسبارا» محسوب می‌شود یا خیر.

اسرائیل بزرگترین دریافت کننده کمک‌های خارجی آمریکا است. همچنین، از زمان آغاز جنگ رژیم تل آویو علیه غزه، آمریکا ناوهای هواپیمابر خود را برای حمایت از اسرائیل به دریای مدیترانه اعزام کرده است. آمریکا تا چه حد مسئول قتل عام غزه است؟

دولت آمریکا اکنون سالانه ۳.۸ میلیارد دلار به اسرائیل می‌فرستد و اسرائیل را به بزرگترین دریافت‌کننده «کمک» خارجی ایالات متحده تبدیل می‌کند. اکنون رئیس جمهور بایدن و اکثریت کنگره می‌خواهند میلیاردها دلار دیگر برای حمایت از اسرائیل در تجاوز فعلی‌اش علیه مردم فلسطین ارسال کنند. بدون این حمایت مادی، همراه با پوشش دیپلماتیکی که ایالات متحده در سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی فراهم می‌کند، اسرائیل قادر به انجام این نسل‌کشی نخواهد بود. برخی معتقدند که یهودیان دولت ایالات متحده را کنترل می‌کنند و به همین دلیل است که ایالات متحده از اسرائیل حمایت می‌کند. من معتقدم که این یک سوء تعبیر اساسی از واقعیت سیاسی است. ایالات متحده از اسرائیل حمایت می‌کند زیرا اسرائیل تنها متحد قابل اعتماد آن در خاورمیانه است که بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد و هر کسی که این منابع را کنترل کند، جهان را کنترل می‌کند. اسرائیل در واقع یک پایگاه نظامی ایالات متحده است که آماده است هر زمان که واشنگتن لازم بداند از منافع ایالات متحده محافظت کند. محاصره فعلی غزه از نظر بیگانه کردن بسیاری از مردم جهان، مشکلات واقعی را برای ایالات متحده ایجاد می‌کند، اما تا زمانی که اسرائیل یک دولت وابسته نظامی مفید باشد، اسرائیل را رها نخواهد کرد.

از آغاز جنگ، رهبران ارشد اسرائیل آشکارا از پاکسازی قومی فلسطینیان حمایت کرده‌اند. این اظهارات را چگونه باید تفسیر کرد؟

در ۹ اکتبر، یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، اظهار داشت: «ما با حیوانات انسان‌نما می‌جنگیم و بر این اساس عمل می‌کنیم.» در حالی که او به طور خاص به جنگجویان حماس اشاره می‌کرد، در ادامه گفت: «ما غزه را کاملاً محاصره می‌کنیم. برق، غذا، آب و سوخت وجود نخواهد داشت. همه چیز بسته خواهد شد.» این یک سیاست نسل‌کشی است.

در یک کنفرانس مطبوعاتی در ۱۳ اکتبر، اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهور اسرائیل، با اشاره به حمله ۷ اکتبر حماس گفت: «تمام ملت مسئول این حمله هستند.»

نتانیاهو در یک سخنرانی تلویزیونی در تاریخ 30 اکتبر، حمله اسرائیل به غزه را «ماموریت مقدس» خواند و از یک دشمن افسانه‌ای که بنی‌اسرائیل باستان، ظاهراً به دستور الهی، او را قتل عام کردند، نام برد. این دستور در کتاب مقدس (اول سموئیل 15:3) آمده است: «اکنون بروید و عمالیق را شکست دهید و هر آنچه دارند را کاملاً نابود کنید و بر آنها رحم نکنید؛ بلکه زن و مرد، نوزاد و شیرخوار، گاو و گوسفند، شتر و الاغ را بکشید.» بسیاری از مردم اشاره نتانیاهو به عمالیق را به عنوان فراخوانی برای نسل‌کشی علیه مردم غزه تفسیر کرده‌اند.

این اظهارات چقدر نیاز به تفسیر دارد؟ این رهبران خواستار مجازات دسته جمعی علیه کل یک ملت هستند. و آنها این مجازات دسته جمعی را اجرا کرده‌اند که منجر به مرگ بیش از ۱۱۰۰۰ مرد، زن، کودک و نوزاد تا ۱۷ نوامبر شده است. تمام غزه هدف آنهاست. این بدان معناست که دولت اسرائیل آشکارا مسئولیت نسل کشی، یک جنایت جنگی عظیم که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد، را بر عهده می‌گیرد.

اکنون همه مردم با یک چالش اخلاقی اساسی روبرو هستند: با تمام وجود خود با این قتل عام مداوم مردم فلسطین مخالفت کنند و برای روزی تلاش کنند که تمام فلسطین "از رودخانه تا دریا" آزاد شود. این فراخوانی برای نسل کشی علیه قوم یهود نیست. این امیدی در برابر امید است که روزی یک فلسطین متحد وجود داشته باشد که در آن مسلمانان، یهودیان و مسیحیان - همه مردم - بتوانند در صلح، هماهنگی و برابری زندگی کنند. هر چه این نسل کشی بیشتر ادامه یابد، تحقق آن رویا دورتر خواهد شد.