شناسه خبر: 523402

یکشنبه 26 بهمن 1404 18:14

دکتر حامد واعظ‌زاده خراسانی، فعال سیاسی در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور دولت چهاردهم؛

هشدار درباره فتنه اخیر و درخواست برای تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» در پی حوادث دی‌ماه 1404

به گزارش پایگاه خبری گزارش خبر ،حامد واعظ‌زاده خراسانی، فعال سیاسی، در نامه‌ای خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با اشاره به وقایع "تلخ و ناگوار" دی‌ماه ۱۴۰۴، خواستار اقدام عاجل برای شکستن "چرخه معیوب" خشونت و بی‌اعتمادی میان حاکمیت و مردم شد.

واعظ‌زاده در این نامه که بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نوشته شده، با استناد به تجربه زیسته خود از سال‌های انقلاب، ابعاد این فاجعه را بی‌سابقه خوانده است. او با اشاره به آمار جانباختگان در شهر مشهد می‌نویسد: «تعداد کشته‌های ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد مقدس چند برابر کشته‌های ۹ و ۱۰ دی‌ماه سال ۵۷ این شهر است که خود از نزدیک در آن سال‌ها شاهد بوده‌ام... اما همین تعداد نیز در نهایت منجر به سقوط رژیم طاغوت گردید! فاعتبروا یا اولی الابصار.»

متن این نامه به شرح زیر است:

حضورمحترم ریاست جمهوری اسلامی ایران
برادر گرامی ومتعهد ومکتبی جناب آقای دکتر پزشکیان
با سلام وتحیات الهی

همانطور که مستحضرید وقایع بسیار تلخ وناگواراعتراضات اخیر که متاسفانه منجر به فاجعه بی سابقه اغتشاشات ۱۸ و۱۹ دی ماه گردید موجب شکاف عمیقی دربدنه ملت شده است.

چنانچه دراسرع وقت برای ترمیم این زخم عمیق وجانکاه چاره ای نگردد این زخم تبدیل به دملی چرکین خواهد گردید که دیگر راه علاجی برای آن میسر نخواهد بود وهیچ دارویی آن را التیام نخواهد داد واگر چنین شود بزودی بحرانهایی وسیعتر وعمیق تر از دل آن زاییده خواهد شد.

چنانچه حوادث سالهای ۷۸ ، ۸۸ ، ۹۸ ونهایتا ۴۰۱ به حال خود رها نمی گردید ودرموقع خود با خردمندی درمان می گردید وشجاعت پذیرش خطاها راداشتیم امروز در این وضعیت نبودیم.

آقای رئیس جمهور!

چنانچه خواهان پیشگیری از حوادث مشابه درآینده هستید باید برای اعتراضات مردم ومتقابلا نحوه برخورد ومدیریت قانونمند نظام با اعتراضات مردم حاضر در کف خیابان فکری اساسی بکنید.

از این روی لازم است مجلس با دقت تمام نسبت به تدوین وتصویب قانون اعتراضات مبتنی بر حقوق قانونی مردم اقدام نماید و تا این مهم به انجام نرسد نباید انتظار اعتراضات مسالمت آمیز داشت از سوی دیگر اگر چنین میثاقی بین دولت وملت نباشد باید متاسفانه شاهد حوادثی مثل فاجعه دی ماه باشیم که تعداد کشته های آن ، ما و جهان را به حیرت واداشته واسباب همراهی بخشی از جامعه جهانی با ساز ناکوک دشمنان قسم خورده این کشور وملت را سبب شده است تدبیری عاجل وراه گشا بنمایید.

آقای رئیس جمهور!

بدانید بخش بزرگی ازمردم روایت دیگری از علت کشته شدن عزیزانشان دارند که باید مورد توجه قرار گیرد و تقلیل علت کشته ها به اغتشاشگران وتروریستهای مسلح وعوامل بیگانه درمانگر زخمهای این حادثه نیست چرا که مشاهدات مردم درکف خیابان وروایت آنان چیز دیگری می گوید!

درخصوص علتهای احتمالی این گونه حوادث خوب است از باب تذکر یاد آور شوم رئیس جمهور اسبق درخصوص علت به خشونت کشیده شدن اعتراضات قانونی مردم تحلیلی دارد که طبق آن خشونت هارابه گردن عناصر فاسد خودسر می اندازد وسازماندهی اراذل واوباش را علت تخریب وآتش سوزی اماکن دولتی ومذهبی می داند تا فرصت و مجوز برخورد خشن با مردم معترض فراهم شود واعتراضات سرکوب گردد. البته باید صحت وسقم این نظریه درمورد حوادث دی ماه راستی آزمایی گردد. برای درک بهتر فاجعه رخ داده به عنوان نمونه خوب است بدانید تعدادکشته های ۱۸ و۱۹ دیماه ۱۴۰۴ درشهرمشهد مقدس چند برابر کشته های ۹ و۱۰ دی ماه سال ۵۷ این شهر است که خود از نزدیک درآن سالها شاهد بوده ام که به سبب کشتار عظیم مردم(حدود ۶۰ نفر) اما همین تعداد نیز درنهایت منجر به سقوط رژیم طاغوت گردید!

فاعتبرو یا اولی الابصار

آقای رئیس جمهور

همانطور که رهبری فرمودند این فاجعه آخرین از این دست نخواهد بود ، پس باید برای پیشگیری ودرصورت وقوع، کنترل قانونمند اینگونه رخدادها فکری کرد درغیر این صورت فاجعه ای رخ میدهد همانند آنچه گذشت بدون تردید مرور زمان نمی تواند پیامدهای عظیم اجتماعی وامنیتی این حادثه را پاک کند و البته علاج نکردن آن مساوی است با شروع اعتراضات و اغتشاشات بعدی کحتما شدیدتر وخونین تر خواهد بود.البته ابتکاراعلام اسامی جان باختگان نشان از تغییر رویکرد دولت ونظام با این واقعه را دارد که درخور تقدیر است اما اعلام اسامی قدم اول پذیرفتن مسئولیت حوادث خونین دی ماه میباشد بنابراین برای جبران خطاهای احتمالی صورت گرفته وخشکانیدن ریشه حوادث مشابه در آینده باید اقدامات پیشگیرانه واصلاحی درحوزه حکمرانی صورت پذیرد.

علل وپیش زمینه های حوادث دی ماه:

بدون تردید وخامت اوضاع اقتصادی بلکه دقیق تر فروپاشی اقتصادی و نابود شدن سرمایه های مادی مردم وبه تبع آن بهم ریختن هنجارهای اجتماعی و مطالبات پاسخ نگرفته ونا امیدی گسترده ونبود چشم اندازی مبنی بربهبود وضعیت معیشت ونیز افزایش فشارهای خارجی وسایه جنگ از علل وزمینه های فاجعه رخ داده میباشد.

این فاجعه زنگ خطری است که نباید با تکرار روایت‌های کلیشه‌ای و موضع‌گیری‌های دفعی، از کنار آن گذشت. این حادثه، صرفاً یک «اغتشاش» یا «توطئه دشمن» نیست؛گرچه دست دشمن هم آشکار است اما نشانه‌ای از یک زخم کهنه و عفونت کرده در پیکره جامعه است. انکار عمق فاجعه یا تقلیل آن به اقدامات عوامل بیگانه، نه تنها درمانگر نیست، که به وخامت بیشتراوضاع دامن می‌زند

و همانند چرخه معیوبی است که باید شکسته شود.

الگویی که در رویدادهای سال‌های ۷۸، ۸۸، ۹۸، ۴۰۱ و اکنون مشاهده می‌شود، حاکی از یک چرخه معیوب است که عبارت است از:

نارضایتی برآورده نشده -> اعتراض مسالمت‌آمیز یا خیزش جمعی -> برخورد قهری بدون تمایز -> تلفات انسانی -> گزارش‌دهی غیرشفاف و یک‌سویه از صداوسیما و برخی نهادها -> انکار یا برچسب‌زنی به معترضان -> فرسایش بیشتر اعتماد عمومی -> انباشت خشم و ناامیدی.
این چرخه، هر بار بخشی از سرمایه اجتماعی نظام را می‌سوزاند و شکاف عمیق‌تری ایجاد می‌کند. همان‌گونه که برخورد قاطع و شفاف با قتل‌های زنجیره‌ای، اعتماد را به دستگاه امنیتی بازگرداند، درمان امروز نیز در «شفافیت»، «عدالت» و «پذیرش خطای ممکن» نهفته است، نه در تشدید رویه‌های گذشته.

پیامدهای بی‌عملی یا اقدامات نمایشی:

اگر این بار نیز تنها به پاک کردن صورت مسئله با برچسب «تروریست مسلح» یا تمرکز صرف بر «نفوذ دشمن» اکتفا شود، پیامدهای جبران‌ناپذیر زیر متصورخواهد بود:

۱. سلب کامل اعتماد:

روایت رسمی، برای بخش بزرگی از مردم، دیگر حتی محل ارجاع نخواهد بود و این بی‌اعتمادی به همه ارکان نظام تسری خواهد یافت.

۲. بین‌المللی‌شدن بحران:

این رویدادها، به ابزاری قدرتمند در دست رسانه‌ها و دیپلماسی دشمنان تبدیل می‌شود و هزینه‌های امنیتی و سیاسی کشور را به شدت افزایش می‌دهد چنانچه تروریستی قلمدادکردن سپاه پاسداران ازنتایج ابعاد واثرات بین المللی این حادثه است.

۳. زوال اخلاق حکمرانی:

مقایسه تصاویر صحنه های اجساد رها شده وتعداد تلفات این حادثه ونحوه برخورد ومدیریت بحران ازسوی نهادهای مسئول درجمهوری اسلامی با رویدادهای مشابه در دیگر مناطق جهان، از سوی افکار عمومی داخلی و بین‌المللی، وجهه اخلاقی نظام را مخدوش کرده است.

۴. شکاف نسلی و اجتماعی غیرقابل باور:

نسل جوان، دیگر باور نخواهد کرد که نظام بدنبال توسعه ورفاه شهروندان خود میباشد بلکه این تلقی بوجود آمده است نظام همه توان خود را برای بقاء خرج می کند .

پیشنهادهای عاجل و عملی و قدمهای شجاعانه برای عبور از بحران:

۱. تشکیل «کمیته ملی حقیقت‌یاب» با اختیارات تام:

متشکل از چهره‌های بی‌طرف، معتمد و ملی (مانند علمای بلندپایه، رؤسای پیشین قوا، حقوقدانان صاحب نام،نمایندگان احزاب، نمایندگان خانواده‌های آسیب دیده و ... ) برای روشن کردن کامل ابعاد ماجرا. این کمیته باید به تمامی اسناد، تصاویر، گزارش‌های نیروهای امنیتی و درمانی دسترسی داشته و نتیجه را به طور شفاف به اطلاع مردم برساند.

۲. عذرخواهی رسمی و جبران خسارت:

در صورت احراز قصور یا اشتباه از سوی هر نهاد یا فردی، عذرخواهی رسمی و جبران مناسب نسبت به خانواده‌های بی‌گناه آسیب دیده، نه نشانه ضعف، که نشانه اقتدار اخلاقی و مسئولیت‌پذیری نظام است.

۳. تصویب فوری «قانون تجمعات و اعتراضات مسالمت‌آمیز»:

مجلس، با فشار جنابعالی، باید پس از ۴۵ سال، قانونی شفاف برای اعتراض تعریف کند تا هم حق قانونی مردم تضمین شود و هم مسیرهای برون‌ریزی نارضایتی، از کانال‌های غیرخشونت‌آمیز هدایت گردد.

۴. آغاز «گفت‌وگوی ملی» بدون ممیزی :

ایجاد فضایی امن برای شنیدن صدای نخبگان، دانشگاهیان، معترضان مسالمت‌جو و اقشار ناراضی، پیش از آنکه ناامیدی، مجال بروز خشونت بیشتری بدهد.

۵.باز اندیشی درالگوی حکمرانی :

اتخاذ سیاستهای اقتصادی ، اجتماعی وآزادیهای سیاسی براساس اندیشه های توسعه محور مبتنی برخواست اکثریت جامعه و نیز اصلاح سیاست خارجی که برتمام شئون زندگی مردم سایه افکنده است.

سخن پایانی

آقای رئیس جمهور، تاریخ قضاوت خواهد کرد. آیا شما رئیس‌جمهوری بودید که در این نقطه عطف، با شجاعت علی‌وار، چرخه معیوب خشونت و بی‌اعتمادی را شکست و با اعتماد به مردم، پایه‌های نظام را مستحکم‌تر کرد؟ یا مانند برخی پیشینیان، با انکار و سخت‌گیری بیشتر، بذر بحران‌های بزرگ‌تر را کاشت؟صحنه های دلخراش قتل وسوزاندن مدافعان مظلوم میهن ازیک سو وکشتار پرشمار واتفاقی جوانان وفرزندان ملت از سوی دیگر ، حاکی از خشم نهفته وجامعه دوقطبی دارد، اعتراض واغتشاش در۴۰۰ شهر یعنی آتش دراندرون است نه بیرون ، پس درنگ جایز نیست!

هزینه اقدام شفاف و عادلانه امروز، به مراتب کمتر از هزینه انفعال و ادامه این مسیر پرخطر است.

برادر عزیز ؛ این نامه نه برای تضعیف یا تخریب، که از سر دلسوزی عمیق وخیر خواهانه برای نجات آرمان‌های مقدسی نگاشته شده است که همه ما برای اعتلای آن قسم یادکرده ایم و از پس جانهای مقدسی که برای اهتزاز آن پرپر شده است چه اشکهاریخته ایم ، پس فرصت را از دست ندهید.

با امید به اقدام عاجل، شجاعانه و خردمندانه شما

برادر و یار دیروز شما
حامد واعظ زاده خراسانی
بهمن ماه ۱۴۰۴